تئوری اقتضایی هچ
نظریه اقتضایی
به اعتقاد خانم هچ نظریه اقتضایی بر
اساس منطق نظریه سازمان مدرنیست عمل میکند. از آن جهت که همه مدرنیستها تلاش میکنند
روابط پیشبینی کنندهای بین متغیرهای بازنمایی کننده سازمان، محیط و عملکرد
بیابند و همه تأیید میکنند که نظریههایشان شرایط مرزی دارد، یعنی فقط در مجموعهی
فرعی از سازمانهایی به کار میرود که میتوان آنها را بر اساس
اقتضائات مشابه تعریف کرد. بدین ترتیب، نقش اولیه نظریه اقتضایی آگاه ساختن ما
از این نکته بوده است که برای سازماندهی موفقیت آمیز و تعیین بدیلها و تبعات آن،
راههای مختلفی وجود دارد. برخی از گزارههای بسیار عمومی مفید بر مبنای نظریه
اقتضایی تدوین شدهاند. برای مثال وضعیتهای متعددی وجود دارند که در آنها شکلهای
ماشینی نامناسب هستند. سازمانهای کوچک نیاز به رسمیت ندارند چون سرپرستی مستقیم
از طریق تماس روزمره با رئیس ارزانتر است. فنآوریهای غیر
تکراری و محیطهای بیثبات نیز اثربخشی سازمانهای ماشینی را بنا به دلایل متعددی
مخدوش میسازند. در این وضعیتها قواعد و رویههای رسمی نمیتوانند همه ممکنات و
مسائلی را که در دوره انجام کسب و کار ظهور میکنند بپوشانند. سازمانهای بزرگی که
در محیطهای ثابت فعالیت میکنند و خدمات و محصولات استاندارد را فراهم میکنند،
آن زمان که از شکلهای ماشینی استفاده میکنند کارآمدتر عمل میکنند، اما به
موازاتی که محیطها تغییر میکنند، سازمانها نیز نیاز دارند تغییر کنند. (هچ،
1389، ص 228
یکی از دلایل ماندگاری نظریه های اقتضایی در طی سالها آن
است که آنها شکل گمراه کنندهای از نسخهی موفقیت به خود میگیرند. لازم به ذکر
است که نظریه اقتضایی نوعی موضعگیری عینی گرا به خود میگیرد و نوعاً بر اساس
معیار عقلانیت و کارایی فنی ارزشیابی میشود